الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

5

ضياء القلوب ( فارسى )

[ دفتر دوّم ] [ تتمّه مقصد سوّم در امامت ] [ تتمّه فصل پنجم در مطاعن ثلاثه ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم [ تتمّهء مطاعن عمر ] [ منع عمر از مغالات در مهر ] و از جمله مطاعن عمر آنكه منع كرد از مغالات در مهر و گفت كه : كسى كه بسيار كند مهر دخترش را مىگردانيم آن را در بيت المال به شبههء اينكه ديده بود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فاطمه عليها السّلام را تزويج كرده بود به پانصد درهم . پس برخاست امرأه [ اى ] و خبر داد او را بر خطابه آيهء وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً « 1 » يعنى : و داده باشد يكى از زنان را قنطار پس نگيريد از آن هيچ چيز ، و بر جواز مهر بسيار . پس گفت عمر كه : كل الناس افقه من عمر حتى المخدرات فى البيوت . يعنى : كل ناس داناترند از عمر تا آنكه زنان در خانه‌ها « 2 » . و جواب گفته است صاحب « مغنى » به آنچه حاصلش اين است كه : اين نهى تحريمى نبود بلكه مقصود او استحباب اقتدا به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود ، و بعد از تنبيه كردن بر اينكه اين مبنى به رضاست گفت آنچه گفت به جهت تواضع از

--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) : 20 . ( 2 ) . الطرائف 516 ، بحار 30 / 655 و در پانوشت به نقل ابى يعلى ، تفسير ابن كثير 10 / 467 .